|
سه شنبه 22 اسفند 1391برچسب:, :: 15:25 :: نويسنده : الی
مروز یه سر زدم به وبلاگ مریم(دختر خالم هم کلاسیم بهترین رفیق و خواهر شوهررررم) دیدم یه متنیو نوشته بدون اجازش کپی کردم چون حرفای دل خودم بود امیدوارم دعوام نکنه.. مریم:سلام....امروز میخوام دوران دبیرستانمو تعریف کنم......من تمومه عمره 19 سالمو به دو بخش تقسیم میکنم! 1/قبل دبیرستان! 2/دوران دبیرستان به بعد! زندگیم تو بخش یک خیلی بچگانه وزودگذر بود...اما تو بخش دو.... تموم درسای زندگیمو تو دبیرستان گرفتم! 1/یاد گرفتم که جوونمرد اونه که به پای رفیق اب بشه و صداش درنیاد.... 2/یاد گرفتم که دورو بودن اوج نامردیه..... 3/یاد گرفتم که وقتی به هم کلاسیم میگم رفیق باید حواسم باشه که رفیقمو به هرکسو ناکسو مدیری نفروشم.... 4/یاد گرفتم وقتی رفیقم بغض میکنه هقق هقمو بی صدا کنم...... 5/یاد گرفتم وقتی رفیقم لبخند میزنه از شادی فریاد بزنم.... یادش بخیر اردوها.....صدای قهقهه خنده هامون..... یادش بخیر وقتی مدیر یکیو دعوا میکرد.......خشم تو گلومون..... یادش بخیر مداحی های مهناز.......هق هقه گریه هامون.... یادش بخیر جنوبا......دلای پشیمونمون....... یادش بخیر ولادتا......کف زدنامون تو نماز خونه...... یادش بخیر ثبت ناما واسه اردو......بخدا اگه تو نیای مام نمیایم..... یادش بخیر وصیت کردنا...........بغض تو گلومون....... یادش بخیر صحنه ی جداشدن.....امید ته دلامون....... یادش بخیر.......وای خدا چی میکنی؟!این اشکا یدفه از کجا اومد؟میخوام صفحرو ببینم...... یادش بخیر......... چقدر دل تنگم...... نظرات شما عزیزان: زهرام....
![]() ساعت12:40---3 ارديبهشت 1392
خیلی قشنگ بود......پس مریمم دلش براماهم تنگ میشه؟؟؟؟؟مریم.. ادرس وبتو واسم اس کن
پاسخ:اره اگه تو قسمت نظرات نظرای مریمو بخونی میفهمی... وبش تو پیوندا هس به نام سکوت اینم ادرسش :www.sokutebaroon.loxblog.com
سلام الهه!
خوشحالم که هم دلیم! ![]()
![]() |